جمال الدين محمد الخوانساري
509
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
كه زايل شود بزوال قدرت ، بلكه بر عكس شود باين كه توانا ناتوان گردد وناتوان توانا ، وغرض اينست كه عمدهء كمال افزونى مرتبه در تسلطى است كه بسبب حجت حاصل شود نه آنچه بسبب قوّت وزور پهلوانى يا كثرت أعوان وأنصار باشد . 6782 قطيعة الرّحم من أقبح الشّيم . بريدن از خويش از زشتترين خصلتهاست . 6783 قطيعة الرّحم تزيل النّعم . بريدن از خويش زايل ميكند نعمتها را . 6784 قطع العلم عذر المتعلّلين . بريده است علم عذر متعللان را ، ظاهر اينست كه مراد به « متعللان » جمعى باشد كه نافرمانيها كرده باشند وعلت وسبب گويند از براي آن ومراد اين باشد كه : اگر كسى جاهل باشد معذور تواند شد وهر گاه عالم باشد ودانسته نافرمانى كرده باشد علم عذر أو را بريده وديگر عذرى از براي أو نباشد ، وظاهر اينست كه مراد به « علم » مقابل جهل وسهو ونسيان همه باشد نه مقابل خصوص جهل ، زيرا كه سهو ونسيان نيز عذر باشد بلكه قويتر از جهل باشند چنانكه از تتبع فتاواى علما در كتب فقهية ظاهر مىشود . 6785 قرين السّوء شرّ قرين ، وداء اللّؤم داء دفين . همنشين بد بدترين همنشينى است ، ودرد لئيمى يعنى دنائت وناكسى درديست نهاني . 6786 قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل . بريدن از جاهل برابرست با پيوند با عاقل ، يعنى در خوبى ونيكوئى .